داستان

سانجانا با عمویش در پاریس زندگی می کند و قرار است با راهول ازدواج کند. راهول میخواهد برای کار به هندوستان برود و سانجانا اصرار دارد که همراه او برود ولی به شدت از سفر با هواپیما می ترسد.